ورود به كربلا
روز دوم محرم الحرام
دوم محرم الحرام شصت و يك هجرى ورود حسين ابن على ع و اهل بيت و يارانش به كربلاى معّلا.
خروج امام از مكه به مدينه شب يكشنبه، دوروز مانده به ماه رجب
ورود به مكه: شب جمعه سيم ماه شعبان سال شصت
خروج از مكه: روز هشتم ذى ‏الحجه بعد از تبديل به حج عمره سال شصت هجرى وحركت به طرف كوفه بنا به دعوت كوفيان.
(35)منتهى الامال تاليف شيخ عباس قمى (36)اگر از ما بپرسند شما در روز عاشورا هى حسين حسين مى ‏كنيد و بر سر خودتان مى ‏زنيد.
چه مى ‏خواهيد بگويد؟ بايد بگويم عاشورا روز تجديد حيات ماست. در اين روز مى ‏خواهم در كوثر حسينى شستشو كنيم. تجديد حيات بكنيم. ما نمى خواهيم حس امر به معروف و نهى از منكر، احساس شهادت، احساس جهاد، در ما فراموش بشود.
حماسه حسينى جلد 3 صفحه 209
***
شان من شان كسى نيست كه از مرگم بترسد چقدر مرگ در راه وصل به عزت واحهي اى حق سبك و راحت است... آيا مرگ مى ‏ترسانى؟! تيرت خطا رفت! و گمانت واهى و تباه شد! من آن كسى نيستم كه از مرگم بترسم نفس من از اين بزرگتر است و همت من عالى ‏تر است. از آنكه از ترس مرگ، با رستم و ظلم را بدوش بكشم و آيا شما به بيشتر از كشتن من توانايى داريد.
لمعات ‏الحسين‏ عليه السلام تاليف‏ علامه آيه‏ اللَّه ‏سيدمحمدحسين ‏حسينى طهرانى
***
سلام (37)
السلام اى سرزمين كربلا
السلام اى وادى نورخدا
كربلا گهواره اصغر توئى
مدفن عباس مه پيكر توئى
كربلا اين محمل زينب بود
از غم او جان من بر لب بود

نوحه(38)
اى مهربان اى حسين جانم
من بى قرار و پريشانم
اينجا مگر كربلاباشد
جانم به غم مبتلا باشد
جانم حسين اى حسين جانم (2)
چشمان تو از چه گريان است
اين گريه ات قاتل جان است
راز نهان در نگاه توست
اينجا مگر قتلگاه توست
جانم حسين اى حسين جانم (2)

روضه »ورود به كربلاى معلا« در سبكهاى مختلف
امروز كاروان ابى ‏عبداللّه ع وارد كربلا مى ‏شود. به منطقه‏ اى رسيدند ابى‏ عبداللّه‏ عليه السلام سؤال كردند نام اين سرزمين چيست؟
پيرمردى سالخورده جواب داد: نام اين سرزمين ماريه است. به اينجا نينوا هم مى ‏گويند. يك نام ديگرش هم كربلاست. آقا تا نام كربلا را شنيد فرمود:
اللهُمّ‏ز ارنّى اَعوذُ بِكَ مِنَ الْكَربِ وَالْبَلاء
عباسم به همه ياران بگوئيد شترها را بخوابانند. زن و بچه ‏ها را آرام از شترها پياده كنند. اين سرزمين چه سرزمينى است از وقتى كه آمديم دل ما بيشتر مى‏ طپد، خبر آوردند كه پس از نصب خيمه ‏ها حال زينب س دگرگون شده است. ابى‏ عبداللّه ‏عليه السلام آمد خدمت خواهر، سر بر عمود خيمه گذاشت و گريه كرد. صدا زد: داداش اين سرزمين چه سرزمينى است. فرمود: خواهرم! اينجا همان جائى است كه جدم پيغمبر فرمود. و برادر ساعتى كنار هم نشستند و گريه كردند .(39)

الا اى يادگار كل هستى
چرا تنها لب خيمه نشستى
مگر شد وقت هجران من وتو
رسيده روز سوزان من وتو

منزلگه عشق
بار از شتران گيريد ياران (2)
منزلگه ما اينجاست
از ناقه فرود آييد ياران (2)
چون كرببلا اينجاست
اى آل نبى هاشم اين ناقه نگه داريد
هم آئينه وقرآن هم مجمر و عود آريد(2)
بار از شتران گيريد ياران
منزلگه ما اينجاست
از ناقه فرود آييد
چون كرببلا اينجاست
از بهر كمك آيد. كين پرده نشين آيد (2)
تا دختر زهرا از محمل به زمين آيد(2)
از بعد تو اى جانا حسين
من بى كس و تنهايم
هر جا كه روى خواهر
با سر پِيَت آيم
بار از شترآن گيريد ياران
منزلگه ما اينجاست
از ناقه فرود آييد ياران
منزلگه ما اينجاست

كاروان آل اللّه (40)
مى ‏آيد كاروان آل اللّه برلب‏ بانگ ‏يارسول ‏اللّه صحرا لرزد زآه ‏ثارالله
عزيز زهرايند اگرچه تنهايند محال خاص على اعلايند
يوسف، فاطمه ،يابن الزهرا(2)
مولا مولا مولا مولا حسين
دارند از غم به چهره‏ ها هاله
چاوش راهشان بود ناله
گريان ياس و شقايق و لاله
عزيز زهرايند اگر چه تنهايند
محال خاص على اعلايند
يوسف فاطمه، ياابن الزهرا(2)
مولا مولا مولا مولا حسين
پر مى ‏زند دلم به سوى تو
لطفى ايم كنار كوى تو
منم گداى تو گداى نام تو جانم فداى تو
يوسف فاطمه ياابن الزهرا(2)
مولا مولا مولا مولا حسين (41)

شب دوم -امام زمان عج(42)
اى اشك چشمانت بهارديده عشق
اى روى ماهت چهره ناديده عشق
اى دل شكسته از غرايى جاودانه
خوناب غم از تير مژگانت روانه
گفتى كه مى ‏بارم سرشك از ديدگانم
اشكم اگر پايان رسد خون مى ‏فشانم
ديگر بيا از دوريت آشفته حاليم
تا همرهت ازماتم ياران بناليم
خود با صدايى همچو زينب نوحه سركن
درمان سوز سينه با خون جگر كن
تا تو نيايى لاله‏ ها دل بى قرارند
داغى به دل از سوز هجران تو دارند
با شال مشكينت كه خود صاحب عزايى
آيا شود در مجلس جدّت نيايى ؟

وروديه
ره به پايان آمد و
شد هويدا نينوا(2)
كاروان عاشقان
آمده در كربلا
اشك زينب شد روان، ميشود گلها خزان
آه وواويلا حسين ياحسين (3)
همره خود آورد
باغبان گلهاى‏ خود(2)
جملگى از اصغر و
اكبر رعناى خود
اشك زينب شد روان، ميشود گلها خزان
آه وواويلا حسين ياحسين (3)
خيمه‏ ها بر پا شد و
خون جگر زينب شده (2)
غم نشسته بر دلش
روز او چون شب شده
اشك زينب شد روان، ميشود گلها خزان
آه وواويلا حسين ياحسين (3)
السلام عليك يا اهل بيت النبوة

مأواى حسين
اى زمين كربلا اينجا بود مأواى من
مى ‏شود اى كربلا اينجا فزون غمهاى من
كربلا بر روى تو عرش خدا بنهاده پا
تا ببوسد خلق عالم خاك زيرپاى من
كربلا اينجا دگر وادى جانبازان بود
قاب قوسين عون و جعفر، اكبر أوادناى من
كربلا وادى طور مصطفى اينجا بود
غرقه خون اينجا بيند خواهرم سيماى من
كربلا اين سرزمين گلزار زهرا مى‏ شود
در كنار يكدگر پرپر شود گلهاى من
از براى كشتن من شمردون بى حيا
مى ‏زند با چكمه پا بر سينه ى سيناى من
اين سرنورانيم بالاى نى منزل كند
مى‏ چكد از نوك نى خون جگر از ناى من
هر كه چون آرام دل با نغمه‏ هاى جانگداز
مى ‏شود مدهوش گر نو شد مى ‏از ميناى من

ورود كاروان
ببين چه طور كمون داره
خيره شده به اصغرت (2)
واى كه به استقبال ماست
كه تيغ و شمشير بيارن
يا براى كشتن توست
كه اين همه شادى دارن (2)
گواه قلب زينب
به ما بلايى مى ‏رسه
مى ‏يون اون همه سپاه
بوى جدايى مى ‏رسه (2)
كاروان آل طاها
وارد كرببلا شد (2)
گشته يارب ذكر زينب
قلب او غرق عزاشد(2)
راهيان سفر، خسته و خون جگر، وامصيبت وامصيبت
يا حسين ياحسين يا حسين ياحسين‏يا حسين جان (3)
اى برادر همچو خواهر
كن نظر گاهواره (2)
جان زهرا كن ترهم
بر رباب و شيرخواره (2)
پسر فاطمه، دارد اين زمزمه، وامصيبت وامصيبت (3)
يا حسين ياحسين يا حسين ياحسين‏يا حسين جان (3)
بهر احياى ولايت
همرهش آورد، اكبر (2)
هم رقيه هم سكينه
زينب و عباس و اصغر (2)
ناله‏ ها بر لب است، ناتوان زينب است، وامصيبت وامصيبت(3)
يا حسين ياحسين يا حسين ياحسين‏يا حسين جان (3)

كعبه جان
كربلا كعبه جان است خدا مى ‏داند
قبله هر دو جهان است خدا مى ‏داند
گه كه در كعبه يكى سنگ بهشتى است ولى
كربلا رشك جنان است خدا مى‏ داند
هر كه را ميل بهشت است به خلوتگه دل
سوى آن كوى روان است خدا مى‏داند
در طواف حرم قدس اباعبداللّه
مرغ دل اشك فشان است خدا مى‏ داند
بى قرار از غم آن مرقدشش گوشه او
دل بى تاب و توان است خدا مى‏داند
مُهرِ مهرش به دل و سينه تبدار بُود
مِهرِ او حصن امان است خدا مى‏ داند
روز محشر چو نكو بنگرى از داغ حسين
روى هر سينه نشان است خدا مى ‏داند
زير بار غم جانسوز شهيدان خدا
پشت افلاك كمان است خدا مى ‏داند

غوغا در كربلا
كربلا گشته پرشور و غوغا
آمده ميوه‏ ى قلب زهرا
تا حسين وارد كربلا شد
مُحرِم وادى نينوا شد
يا حسين يا حسين، يا حسين جان
شيرخوارى به آغوش مادر
كودكى روى دامان خواهر
چشم زينب به سوى حسين است
مخفيانه به صد شوروشين است
يا حسين يا حسين، يا حسين جان
ميرو سالار لشكر اباالفضل
مشك پرآب خود را كند بذل
تا نگرديده شرمنده يارب
جرعه آبى دهد دست زينب
يا حسين يا حسين، يا حسين جان
يا حسين ياحسين (43)

اميرجان
اى اميرجان من
دلبر دوراز وطن
نقش سفير تو گشته تماشايى (2)
داده ‏ام پيغام تو
بسته ‏ام احرام تو
سربدار عشق تو
گشته مست جام تو
دار الاماره شد معراج رؤيايى(2)
اى اميرجان من
دلبر دوراز وطن
ياور تو اى حبيب
مانده بى يار و غريب
گويمت كوفه ميا
بر لبم اَمن يجيب
دانم غريبانه از مكه مى ‏آيد (2)
اى اميرجان من
دلبر دوراز وطن
شوق ديدار تو را
برده ‏ام بر روى دار
قلبم از داغت خزان
ديده هايم چون بهار
تا كه نيايى تو دارم تمنّايى (2)
اى اميرجان من
دلبر دوراز وطن
اى امير قافله
دارم از كوفه گله
بر غريبى ام ببين
كرده دشمن هلهله
جانا بميرم كه تنهاى تنهايى (2)
اى اميرجان من
دلبر دوراز وطن(44)

ورودى
كربلا كن ميزبانى
آمد از ره كاروانى
بر لب عاشقان اين پيام است
ماريه سرزمين قيام است
عاشقم عاشق كربلايم (2)
زينب اندر اضطراب است
غصه و غم بى حساب است
در دلش درد و غم جا گرفته
گوئيا قلب زهرا گرفته
عاشقم عاشق كربلايم (2)
اكبر امشب در عبادت
بر لبش ذكر شهادت
بحر دين را بهين گوهرم من
شبه روى نبى اكبرم من
عاشقم عاشق كربلايم (2)
قتلگاه اكبر اينجاست
خوابگاه اصغر اينجاست
گردد اين جدا دست عباس
گردد از كف همه هست عباس
عاشقم عاشق كربلايم (2)

ورودكاروان (45)
كاروان حسين آمده در كربلا(3)
تا دهد جان و سر
به پاى قالو بلا(2)
همره خواهرش
اكبر و اصغرش
دواى حسين جان، واى حسين جان (2)
بانگ تكبير عشق
آيد از اين كاروان(2)
كه بود جانب
مرز شهادت روان
دل به تو بسته (2)
از جهان رسته ‏ام
دواى حسين جان، واى حسين جان (2)
طفل شش ماهه و
سوز عطش مشكلت (2)
غم اين ماجرا
هميشه داغ است (2)
تشنه لب اصغرت
خون جگر خواهرت
دواى حسين جان، واى حسين جان (2)

خيمه برپا مكن(46)
خيمه بر پامكن
خون به دلها مكن (2)
اين بيابان شود
قتلگاه، كودكان و ياورانت(2)
ميدواند عدو
بعد قتلت، پا برهنه دخترانت (2)
اى حسين جانم اى حسين جانم اى حسين جان(2)
نيزه داران همه
دشمن فاطمه 2)
انتقام على
را بگيرن، از على اصغر تو (2)
تازيانه زنند
اين جماعت، برسه ساله دختر تو(2)
مولا حسين مولا حسين، مولا حسين (2)
از تو سرمى برند
بال و پرمى برند(2)
اين همه نيزه دار
از براى كشتن تو، صف كشيده (2)
ترسم اينجا
زينب تو بيند اما سربريده (2)
مولا حسين مولا حسين، مولا حسين (2)

مهمونى(47)
داداش حسين داداش حسين (4)
اينجا كجاست حسين جونم
كه دلم و مى ‏لرزونه
نمى ‏دونم كه سرنوشت
مارو كجا مى ‏كشونه (2)
بگو تو اين صحرا چيه
كه زده آتيش به جونم
بگو كه اين چه حاليه
بريده ‏اى گل امونم (2)
خيمه مزن به اينجا كه
خيمه غم به پامى شه
دلم مى ‏گه كه عاقبت
حسين سرجدا مى‏ شه (2)
مگه براى مهمونى
اين همه لشگر مى‏يارن
مگر براى بچه ‏ها
نيزه و خنجر مى ‏يارن (2)
نيزه سوار را رو ببين
نگاه دارن به اكبرت

ورودى
در زمين كربلا زد خيمه امشب كاروانى
همره او عاشقان با پيام آسمانى
كاروان آمد به منزل، كودكان در كنج محمل
كشتى عشق ولايت، آمده امشب به ساحل
اى حسين جان، اى حسين جان، اى حسين جان، اى حسين جان
عاشقان آن طاها شادمان در سنگر دين
جان بكف آمده هر يك در ره قرآن وآئين
كاروان آمد به منزل، كودكان در كنج محمل
كشتى عشق ولايت، آمده امشب به ساحل
اى حسين جان، اى حسين جان، اى حسين جان، اى حسين جان
اى زمين فرزند زهرا آمده بهر شهادت
عاشقان راه حق را به از اين نبود سعادت
كاروان آمد به منزل، كودكان در كنج محمل
كشتى عشق ولايت، آمده امشب به ساحل
اى حسين جان، اى حسين جان، اى حسين جان، اى حسين جان

ورودى
آرام دل زهرا در كرب و بلا آمد، در كرب و بلا آمد
دريا دل عاشورا در كرب و بلا آمد، در كرب و بلا آمد
آماده و بى پروا، مصباح هُد آمد، مصباح هد آمد

آمده شه مظلومان با جمله محبانش، با جمله محبانش
با اكبر و عباس و سقاى يتيمانش، سقاى يتيمانش
محبوب همه دلها، در كرب و بلا آمد، در كرب وبلا آمد

هر يك بره داور آمده جانبازى، آمده جانبازى
جان در طبق اخلاص با شور و سرافرازى، با شور و سرافرازى
آن جوهر تقوا، در كرب و بلاآمد، در كرب و بلا آمد

نام‏آور هرميدان بر خوان تومهمان است، بر خوان تومهمان است
در پيش ستمكاران، هنگام جولان است، هنگام جولان است
فرزند شه بطحى، در كرب و بلا آمد، در كرب و بلا آمد

از هستى خود يارب من صرف نظر كردم، من صرف نظر كردم
آماده جانبازى ياران و پسر كردم، ياران وپسر كردم
اكبر پسر ليلا در كرب و بلا آمد، در كرب و بلا آمد


ورودى
شد محرّم از ره كاروان آل طاها
بود زهرا با جوانان بهر قربانى مهيّا
كربلا تو مهد نازى، تا قيامت سرافرازى
از حسين و ياورانش، خوب كن مهمان نوازى
اى حسين جان، اى حسين جان، اى حسين جان
هر جوانى با اراده در مسير دين و عترت
جان بكف عباس واكبر گوگر درياى غيرت
كربلا تو مهد نازى، تا قيامت سرافرازى
از حسين و ياورانش، خوب كن مهمان نوازى
اى حسين جان، اى حسين جان، اى حسين جان
اكبر از شوق شهادت ديده‏اش هر گز نخوابد
مه نهان در ابر خجلت در فلك امشب نتابد
كربلا تو مهد نازى، تا قيامت سرافرازى
از حسين و ياورانش، خوب كن مهمان نوازى
اى حسين جان، اى حسين جان، اى حسين جان

ميهمانى خوبان
كاروان ميكشان، وارد ميخانه شد
موسم نوشيدن، بهترين پيمانه شد
همره ساقى خماران آمدند
كاروان ميگساران آمدند
آه صد واويلتا(2)
خيمه ‏ها بر پا شد، ميهمان مأوا گرفت
در كنار خيمه ‏اى، خواهرى احياء گرفت
ميهمان با صد صنوبر
ميزبان با تير و خنجر آمده
آه صد واويلتا(2)
تا ابوفاضل بُود، پاسدار خيمه‏ ها
دختران با معجر، مادران با عزّو جاه
واى اگر دست علمدار اوفتد
خيمه ‏ها در دست اغيار اوفتد
آه صد واويلتا(2)

وروديه- دوسبك
از كعبه بيرون صاحب حرم شد
وارد به دشت اندوه و غم شد
كربلا ميهمانت آمده
قربانى از برايت آورده
واويلا واويلا واويلتا(2)
اى سرزمين قرب خدايى
آيد زخاكت بوى جدائى
پاى محمل فرو ماننده در گِل
زينب از هستيش مى ‏بُرد دل
واويلا واويلا واويلتا(2)
اينجا خزان با گلها ستيزد
خون از گلوى شش ماهه ريزد
علقمه ‏بى قرارى كشيده
تا ببوسد دودست بريده
واويلا واويلا واويلتا(2)
سرو و صنوبر افتد براين خاك
على اكبر با جسم صد چاك
خيمه از هر طرف غارت شود
برنيزه رأس امامت شود
واويلا واويلا واويلتا(2)

ورود به كربلا
تموم زندگيم مال حسينه
دلم همواره دنبال حسينه
رسيده كاروان با خرمن گل
پى هر گُل يكى شوريده بلبل
چه باغى چه گُلى چه باغبانى
چه طفلى، چه پيرى چه جوانى
صداى عمه را تاكه شنيدند
همه برگِرد او صف مى ‏كشيدند
الا اى عمه جان اكبر فدايت
چرا از سوزدل آيد صدايت
مگر اى عمه جان اكبر ندارى
مگر عون و دگر جعفر ندارى

غم غربت
الا اى يادگار كل هستى
چرا تنها لب خيمه نشستى
مگر شد وقت هجران من و تو
رسيده روز سوزان من وتو
در اين صحرا كه بعد از اين مقيمى
غم و غربت وزد با هر نسيمى
الا اى يادگار مادر من
تو را اينسان نباشد باور من
بگوشم مى ‏رسد اى كربلائى
صداى زوزه ‏ى باد بلايى
چرا اينگونه در غم خوردنى تو
به ياد تو مرگ و يا فكرمنى تو
كربلا كعبه دلها مى‏شود
اندر اين جا منزل ما مى ‏شود
كربلا بهر تو مهمان آمده
كاروان عشق اينجا آمده

السلام...
السلام اى سرزمين كربلا
السلام اى وادى نور خدا
كربلا گهواره اصغر تويى
مدفن عباس مه پيكر تويى
كربلا اين محمل زينب بود
از غم او جان من بر لب بود

نوحه
اى مهربان اى حسين جانم
من بى قرار و پريشانم
اينجا مگر كربلا باشد
جانم به غم مبتلا باشد
جانم حسين اى حسين جانم 2
چشمان تواز چه گريان است
اين گريه‏ات قاتل جان است
راز نهان در نگاه توست
اينجا مگر قتلگاه توست
جانم حسين اى حسين جانم 2
***
مى ‏آيد كاروان آل ا... برلب بانگ يارسول ا... صحرا لرزد ز آه ثارا...
عزيز زهرايند اگر چه تنهايند مَحال خاص على اعلايند
يوسف فاطمه يابن الزهرا(2)
مولا مولا مولا مولا مولا مولا مولا حسين
دارند از غم به چهره‏ ها هاله
چاوش راهشان بود ناله
گريان ياس و شقايق ولاله
عزيز زهرايند اگرچه تنهايند
محال خاص على اعلايند يوسف فاطمه مولا مولا
پر مى‏زند دلم به سوى تو
لطفى آيم كنار كوى تو
منم گداى تو گداى نام تو
جانم فداى تو يوسف فاطمه
***
فر ياد يا محمدا
فرياد يا محمدا حسين رسيده كربلا
به ابى انت وامى يا حسين به فداى لب عطشان حسين
ياران همه ستاده زينب شود پياده زهرا بيا تماشا
كرببلا پريشان چوگيسوان مهمان زهرا بيا تماشا

داستان كربلا
باز ياد آمد مرا از داستان كربلا
يادم آمد از غم لب تشنگان
روز عاشورا از طوفان بلا درهم شكست
كشتى حق زورق امن وامان كربلا
خامس آل عباسردادچون در راه دوست
عالمى درهم شد از سرگشتگان كربلا
تيرزهر آلود آمد برگلوى شيرخوار
منقلب شد آسمان خونفشان كربلا
تازپيكر شد جدا دست علمدار حسين
عرش گريان شد به حال بانوان كربلا
يادگار مجتبى قاسم چو از كين شد شهيد
مادرش بر سرزنان بابيكسان كربلا
چرخ حيران شد ز صبر درياى صبر
زينب مظلومه بانو قهرمان كربلا
سرفرازى »راجيا« در نزد زهرا چون شدى
روضه خوان بر حسين و روضه خوان كربلا

يابن الزهرا
مى‏ رسد با ناله و غم كاروانى غرق ماتم
باغبانى همره خود آورد گلخانه را
همره خود كرده شمع و بلبل و پروانه را
خيمه ‏ها گرديده بر پا در دل خاموش صحرا
خواهر درد آشنايى مى‏ هراسد از جدايى
در ميان خيمه ‏ى غم ناله دارد بلبلى
دل غمين كودك خود مادر خونين دلى
بانوايى عاشقانه زيرلب خواند ترانه يابن الزهرا
گشته بر پا بانگ يارب مى ‏رسد آواى زينب
خيمه‏ ى ماتم مزن در سرزمين كربلا مى ‏دهد بوى جدايى اين زمين پربلا
اى اُميد آخرينم داغ هجرت را نبينم يابن الزهرا

ورودى محرم
صداى زنگ قافله
از تو بيابونا مى ياد
لالايى خوندن رباب
ازتوى محملا مى اد
الهى قربونت برم
برگردد نيا به كربلا
قسمت اين سفر فقط
رنج و غم وغصه، بلاست
هر چى كه تو زار بزنى
ديگه كه فايده نداره
حسين جگرگوشه‏ ها شو
داره به مقتل مى ‏ياره
الهى قربونت برم
مى ‏خوام بگم با يك صدا
توروبه جون بچه هات
كوفه نيا، كوفه نيا
آقا بزار بازم بگم
از زمونه خسته شده
به روى اين گداى تو
كرب و بلا بسته شده
كى مى ‏شه تا يه بار ديگه
بگم آقا توشه مى ‏خوام
داغش مى ‏مونه به دلم
ضريح شش مى ‏خوام
كرب و بلاى تو حسين
ديوونه كرده دلمو

اينجا كجاست
برادرجان ببين كه در اين سرزمين دلم را غم گرفت
كشيدم بسكه از دل آه آتشين دل ماتم گرفت
دلم غم مبتلاست - اسير غصه ‏هاست
حسين اينجا كجاست
الا اى خواهرم تويى غم پرورم به هر جاياورم
صبورى پيشه كن كه پيش چشم توجدا گردد سرم
خدا همراه ماست - شهادت راه ماست
كه اينجا كربلاست
برادرجان حسين مرا نوردوعين بميرد خواهرت
ببيند غرق خون در اين دشت جنون فتاده پيكرت
ببيند دخترت - كه رأس انورت
فروغ نيزه‏ هاست

 
 
ورود

شما هنوز در سایت ما عضو نشده اید.برای عضویت اینجا کلیک کنید.

کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.